خرید بک لینک
پرواز تا اوج - ی جرعه خدا
ی جرعه خدا
مدرسه ها دارن باز میشن و مدیرانو کارکنان ش هم در تکاپوی انجام هر چه بهتر این رخدادند و در این بین که من هم در این بینم و میبینم تنها دلم ی جرعه خدا میخواد.

همین .

.: Weblog Themes By VatanSkin :.

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 14:32

اکنون که ایام بهار است ویوم 5 از سنه 1396 هجری خورشیدی چندان که بر همگان مبرهن است ابرهای کبود آسمان هفتم از 7 آسمان را پوشانده و همچنان ننه سرمارا به استخدام در کشیده که کسی مجال تکان خوردن از پای بخاری و شوفاژ وشومینه را ندارد خدای را شاکریم که بر ما منت نهاد و بر زمین رحم آورد و باران مهربانی را بر دل و روح بهار مستولی کرد . پس تو نیز به خود آی و روح از ناپاکیهای زمانه و آلودگیهای سمعیو وبصری

برچسب: لحظات,بهاری, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:35

نمیدونم تا حالا شده دوست داشته باشید ی سری از حرفها رو چهره به چهره پدر و مادرتون بگید ولی نتونید اونم تنها به حرمت احترامی که اسلام گفته ؟ الان من یک همچین حالتی آره دوست دارم یک عالمه حرف و شکواییه براشون تنظیم کنم ولی نمیتونم بهشون بگم از حسادتشون نسبت به خودم خسته شدم بابا شما ها اونوقتی که هم سن من بودین هر کاری خواستین کردین .هر جا یی که خواستین رفتین دیگه چ معنی میده که حالا که پادرد ا

برچسب: پدرو,مادر, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:35

از مسافتهای طولانی بدم می آید از اینکه دیر به جایی برسم یا با اضطراب و تنش روانه بشوم بدم می آید کاش میشد اگر الان شب قدر است در مسجد کوفه باشم اما مسافتها مانعند دوری از نجف و محراب حضرت امیر .... سخت است کاش در نجف بودم من که آقایم را ندیده ام کاش حداقل الان میتوانستم کنار محرابش باشم با سوز .... وه که این سوختن چقدر لذت بخش است نکند .... نکند به محض رسیدن به برزخ من باز هم از م

برچسب: دوری, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:35

قرار شد ساعت دو عصر به دیدنشان بروم نه برای دیدنشان که برای دیدنم با لباس مناسب و در ساعتی که نه دیر باشد و نه زود و با حالتی که نه بهت داشته باشد و نه بیحس رفتم . خوشبختانه بودن دوستم باعث شد که سنگینی محیط کمی به قرابت متمایل شود و حسم از کلانجار رفتن دست بکشد و آرام یک گوشه استراحتی کند . و خدا یار شد و موقع نوبت ، من شدم دومین ودر این بین موبایلم شد قران تو جیبی و تلاوتش

برچسب: مصاحبه, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:26

از مسافتهای طولانی بدم می آید از اینکه دیر به جایی برسم یا با اضطراب و تنش روانه بشوم بدم می آید کاش میشد اگر الان شب قدر است در مسجد کوفه باشم اما مسافتها مانعند دوری از نجف و محراب حضرت امیر .... سخت است کاش در نجف بودم من که آقایم را ندیده ام کاش حداقل الان میتوانستم کنار محرابش باشم با سوز .... وه که این سوختن چقدر لذت بخش است نکند .... نکند به محض رسیدن به برزخ من باز هم از مو

برچسب: دوری, نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:26

صبح زود وقتی که هنوز تقریبا اکثر ما بعداز نماز صبح بالش رو دو دستی بغل کردیم و خواب ناززز چشمامونو نواز ش میده

صدای هیاهوی گنجشکهای سحر خیز و جیغ جیغشون فضای ساکت محله رو پراز ادی صبحگاه میکنه و طعم شیرین روز نو مثل آبنبات در دهانت حل میشه

کم کم صدای پرنده های دیگه هم اضافه میشه

و این همون

سبحانک سبحانک سبحانک است

برچسب: نویسنده: نیکان عباسیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 0:26

صفحه بندی